

|
احادیثی از امام علی بن موسی الرضا علیه السلام درباره ایمان، خداشناسی، خودشناسی، کمک به مردم و... |
1. مؤمن ، مؤمن واقعي نيست ، مگر آن كه سه خصلت در او باشد : سنتي از پروردگارش و سنتي از پيامبرش و سنتي از امامش . اما سنت پروردگارش ، پوشاندن راز خود است ، اما سنت پيغمبرش ، مدارا و نرم رفتاري با مردم است ، اما سنت امامش صبر كردن در زمان تنگدستي و پريشان حالي است
لا يكون المؤمن مؤمنا حتي تكون فيه ثلاث خصال ، سنة من ربه ، و سنة من نبيه ، و سنة من وليه . فاما السنة من ربه فكتمان سره ، و اما السنة من نبيه فمداراة الناس ، و اما السنة من وليه فالصبر في البأساء و الضراء
اصول کافی ، ج 3 ، ص (339)
2. پنهان كننده كار نيك ( پاداشش ) برابر هفتاد حسنه است و آشكار كننده كار بد سرافكنده است ، و پنهان كننده كار بد آمرزيده است
المستتر بالحسنة يعدل سبعين حسنة ، و المذيع بالسيئة مخذول ، و المستتر بالسيئة مغفور له
اصول کافی ، ج 4 ، ص (160)
3. از اخلاق پيامبران ، نظافت و پاكيزگي است
من أخلاق الانبياء التنظف
تحف العقول ، ص (466)
4. دوست هركس عقل او ، و دشمنش جهل اوست
صديق كل امرء عقله و عدوه جهله
تحف العقول ، ص (467)
5. عقل شخص مسلمان تمام نيست ، مگر اين كه ده خصلت را دارا باشد : از او اميد خير باشد ، از بدي او در امان باشند ، خير اندك ديگري را بسيار شمارد ، خير بسيار خود را اندك شمارد ، هرچه حاجت از او خواهند دلتنگ نشود ، در عمر خود از دانش طلبي خسته نشود ، فقر در راه خدايش از توانگري محبوبتر باشد ، خواري در راه خدايش از عزت با دشمنش محبوبتر باشد ، گمنامي را از پرنامي خواهانتر باشد . سپس فرمود : دهمي چيست و چيست دهمي ! به او گفته شد : چيست ؟ فرمود : احدي را ننگرد جز اين كه بگويد او از من بهتر و پرهيزگارتر است
لا يتم عقل امرء مسلم حتي تكون فيه عشر خصال ، الخير منه مأمول ، و الشر منه مأمون ، يستكثر قليل الخير من غيره ، و يستقل كثير الخير من نفسه ، لا يسأم من طلب الحوائج اليه ، و لا يمل من طلب العلم طول دهره ، الفقر في الله احب اليه من الغني ، و الذل في الله احب اليه من العز في عدوه ، و الخمول أشهي اليه من الشهرة . ثم قال ( علیه السلام) : العاشرة و ما العاشرة ! قيل له : ما هي ؟ قال ( علیه السلام) : لا يري أحدا الا قال : هو خير مني و أتقي
تحف العقول ، ص (467)
6. ايمان يك درجه بالاتر از اسلام است ، و تقوا يك درجه بالاتر از ايمان است ، و به فرزند آدم چيزي بالاتر از يقين داده نشده است
إن الايمان افضل من الاسلام بدرجة ، و التقوي افضل من الايمان بدرجة ، و لم يعط بنو آدم افضل من اليقين
تحف العقول ، ص (469)
7. ايمان انجام واجبات و دوري از محرمات است ، ايمان عقيده به دل و اقرار به زبان و كردار با اعضاء تن است
و الايمان أداء الفرائض و اجتناب المحارم . و الايمان هو معرفة بالقلب و إقرار باللسان و عمل بالاركان
تحف العقول ، ص (444)
8. حضرت رضا ( علیه السلام ) هميشه به اصحاب خود مي فرمود : بر شما باد به اسلحه پيامبران ، گفته شد : اسلحه پيامبران چيست ؟ فرمود : دعا
عن الرضا (علیه السلام ) أنه كان يقول لأصحابه : عليكم بسلاح الأنبياء ، فقيل : و ما سلاح الأنبياء ؟ قال : الدعاء
اصول کافی ، ج 4 ، ص (214)
9. پيوند خويشاوندي را برقرار كنيد گرچه با جرعه آبي باشد ، و بهترين پيوند خويشاوندي ، خودداري از آزار خويشاوندان است
صل رحمك و لو بشربة من ماء ، و افضل ما توصل به الرحم كف الأذي عنها
تحف العقول ، ص (469)
10. از نشانه هاي دين فهمي ، حلم و علم است ، و خاموشي دري از درهاي حكمت است . خاموشي و سكوت ، دوستي آور و راهنماي هر كار خيري است
إن من علامات الفقه : الحلم و العلم ، و الصمت باب من ابواب الحكمة ، إن الصمت يكسب المحبة ، إنه دليل علي كل خير
تحف العقول ، ص (469)
11. زماني بر مردم خواهد آمد كه در آن عافيت ده جزء است ، كه نه جزء آن در كناره گيري از مردم ، و يك جزء آن در خاموشي است
يأتي علي الناس زمان تكون العافية فيه عشرة اجزاء : تسعة منها في اعتزال الناس و واحد في الصمت
تحف العقول ، ص (470)
12. از امام رضا ( علیه السلام ) از حقيقت توكل سؤال شد . فرمود : اين كه جز خدا از كسي نترسي
سئل الرضا ( علیه السلام ) عن حد التوكل ، فقال ( ع ) : أن لا تخاف احدا الا الله
تحف العقول ، ص (469)
13. بخيل را آسايشي نيست ، و حسود را خوشي و لذتي نيست ، و زمامدار را وفايي نيست ، و دروغگو را مروت و مردانگي نيست
ليس لبخيل راحة ، و لا لحسود لذة ، و لا لملوك وفاء ، و لا لكذوب مروة
تحف العقول ، ص (473)
14. به خداوند خوشبين باش ، زيرا هركه به خدا خوشبين باشد ، خدا با گمان خوش او همراه است ، و هركه به رزق و روزي اندك خشنود باشد ، خداوند به كردار اندك او خشنود باشد ، و هركه به اندك از روزي حلال خشنود باشد ، بارش سبك و خانواده اش در نعمت باشد و خداوند او را به درد دنيا و دوايش بينا سازد و او را از دنيا به سلامت به دار السلام بهشت رساند
أحسن الظن بالله ، فإن من حسن ظنه بالله كان عند ظنه ، و من رضي بالقليل من الرزق قبل منه اليسير من العمل ، و من رضي باليسير من الحلال خفت مؤونته و نعم أهله و بصره الله داء الدنيا و دواءها و اخرجه منها سالما الي دار السلام
تحف العقول ، ص (472)
15. ايمان چهار ركن است : توكل بر خدا ، رضا به قضاي خدا ، تسليم به امر خدا ، واگذاشتن كار به خدا
الايمان أربعة أركان : التوكل علي الله ، و الرضا بقضاء الله ، و التسليم لأمر الله ، و التفويض الي الله
تحف العقول ، ص (469)
16. از امام رضا درباره بهترين بندگان سؤال شد . فرمود : آنان هرگاه نيكي كنند خوشحال شوند ، و هرگاه بدي كنند آمرزش خواهند ، و هرگاه عطا شوند شكر گزارند ، و هرگاه بلا بينند صبر كنند ، و هرگاه خشم كنند . درگذرند
سئل ( علیه السلام) عن خيار العباد ، فقال : الذين اذا أحسنوا استبشروا ، و اذا اساءوا استغفروا ، و اذا أعطوا شكروا ، و اذا ابتلوا صبروا ، و اذا غضبوا عفوا
تحف العقول ، ص (469)
17. از حضرت امام رضا ( علیه السلام ) درباره خوشي دنيا سؤال شد . فرمود : وسعت منزل و زيادي دوستان
سئل الامام الرضا ( علیه السلام ) عن عيش الدنيا ، فقال : سعة المنزل و كثرة المحبين
بحار الانوار ، ج 76، ص (152)
18. هر كس اندوه و مشكلي را از مؤمني برطرف نمايد ، خداوند در روز قيامت اندوه را از قلبش برطرف سازد
من فرج عن مؤمن فرج الله عن قلبه يوم القيامة
اصول کافی ، ج 3 ، ص (268)
19. بعد از انجام واجبات ، كاري بهتر از ايجاد خوشحالي براي مؤمن ، نزد خداوند بزرگ نيست
ليس شيء من الاعمال عند الله عزوجل بعد الفرائض افضل من إدخال السرور علي المؤمن
بحار الانوار ، ج 78، ص (347)
20. به ديدن يكديگر رويد تا يكديگر را دوست داشته باشيد و دست يكديگر را بفشاريد و به هم خشم نگيريد
تزاوروا تحابوا و تصافحوا و لا تحاشموا
بحار الانوار ، ج 78، ص (347)
21. بر شما باد راز پوشي در كارهاتان در امور دين و دنيا . روايت شده كه " افشاگري كفر است " و روايت شده " كسي كه افشاي اسرار مي كند با قاتل شريك است " و روايت شده كه " هرچه از دشمن پنهان مي داري ، دوست تو هم بر آن آگاهي نيابد "
عليكم في أموركم بالكتمان في أمور الدين و الدنيا ، فإنه روي " أن الإذاعة كفر " و روي " المذيع و القاتل شريكان " و روي " ما تكتمه من عدوك فلا يقف عليه وليك "
بحار الانوار ، ج 78، ص (347)
22. هر كس به رزق و روزي كم از خدا راضي باشد ، خداوند از عمل كم او راضي باشد.
من رضي عن الله تعالي بالقليل من الرزق رضي الله منه بالقليل من العمل
بحار الانوار ، ج 78، ص (356)
23. پنج چيز است كه در هر كس نباشد اميد چيزي از دنيا و آخرت به او نداشته باش : كسي كه در نهادش اعتماد نبيني ، و كسي كه در سرشتش كرم نيابي ، و كسي كه در خلق و خوي اش استواري نبيني ، و كسي كه در نفسش نجابت نيابي ، و كسي كه از خدايش ترسناك نباشد.
خمس من لم تكن فيه فلا ترجوه لشيء من الدنيا و الَخرة : من لم تعرف الوثاقة في أرومته ، و الكرم في طباعه ، و الرصانة في خلقه ، و النبل في نفسه ، و المخافة لربه
تحف العقول ، ص (470)
24. به راستي كسي كه در پي افزايش رزق و روزي است تا با آن خانواده خود را اداره كند ، پاداشش از مجاهد در راه خدا بيشتر است
ان الذي يطلب من فضل يكف به عياله أعظم أجرا من المجاهد في سبيل الله
بحار الانوار ، ج 78، ص (339)
25. مبادا اعمال نيك و تلاش در عبادت را به اتكاي دوستي آل محمد ( علیهم السلام ) رها كنيد ، و مبادا دوستي آل محمد (علیهم السلام ) و تسليم براي آنان را به اتكاي عبادت از دست بدهيد ، زيرا هيچ كدام از اين دو به تنهايي پذيرفته نمي شود
لا تدعوا العمل الصالح و الاجتهاد في العبادة اتكالا علي حب آل محمد ( علیهم السلام ) ، لا تدعوا حب آل محمد (علیهم السلام) و التسليم لأمرهم اتكالا علي العبادة ، فإنه لا يقبل أحدهما دون الَاخر
بحار الانوار ، ج 78، ص (347)
26. عبادت پر روزه داشتن و نماز خواندن نيست ، و همانا عبادت پر انديشه كردن در امر خداست
ليس العبادة كثرة الصيام و الصلاة ، و انما العبادة كثرة التفكر في أمر الله
تحف العقول ، ص (466)
27. به آن حضرت گفته شد : چگونه صبح كردي ؟ فرمود : با عمر كاسته ، و كردار ثبت شده ، و مرگ بر گردن ما و دوزخ دنبال ما است ، و ندانيم با ما چه شود
قيل له : و كيف اصبحت ؟ قال ( ع ) : اصبحت بأجل منقوص ، و عمل محفوظ ، و الموت في رقابنا ، و النار من ورائنا ، و لا ندري ما يفعل بنا
تحف العقول ، ص (470)
28. هيچ بنده به حقيقت كمال ايمان نرسد تا سه خصلتش باشد : بينايي در دين ، و اندازه داري در معيشت ، و صبر بر بلاها
لا يستكمل عبد حقيقة الايمان حتي تكون فيه خصال ثلاث : التفقه في الدين ، و حسن التقدير في المعيشة ، و الصبر علي الرزايا
تحف العقول ، ص (471)
29. ريان از امام رضا عليه السلام پرسيد : نظرتان راجع به قرآن چيست ؟ امام فرمود : قرآن سخن خداست ، فقط از قرآن هدايت بجوييد و سراغ چيز ديگر نرويد كه گمراه مي شويد
قال الريان للرضا ( ع ) : ما تقول في القرآن ؟ فقال : كلام الله لا تتجاوزوه ، و لا تطلبوا الهدي في غيره فتضلوا
بحار الانوار ، ج 92، ص (117)
30. عبدالسلام هروي مي گويد : از امام رضا ( ع ) شنيدم مي فرمود : خدا رحمت كند كسي را كه آرمان ما را زنده كند . گفتم : چگونه اين كار را بكند ؟ فرمود : آموزشهاي ما را ياد بگيرد و به مردم بياموزد
قال عبدالسلام بن صالح الهروي : سمعت الرضا ( ع ) يقول : رحم الله عبدا احيي امرنا . قلت : و كيف يحيي امركم ؟ قال : يتعلم علومنا و يعلمها الناس
وسائل الشيعة ، ج 18، ص (102)
31. هركس از خود حساب بكشد سود مي برد و هركس از خود غافل شود زيان مي بيند ، و هركس ( از آينده اش ) بيم داشته باشد به ايمني دست مي يابد ، و هركس از حوادث دنيا عبرت بگيرد بينش پيدا مي كند ، و هركس بينش پيدا كند مسائل را مي فهمد و هركس مسائل را بفهمد عالم است
من حاسب نفسه ربح ، و من غفل عنها خسر ، و من خاف أمن ، و من اعتبر أبصر ، و من أبصر فهم ، و من فهم علم
بحار الانوار ، ج 78، ص (352)
32. عجب درجاتي دارد : يكي اين كه كردار بد بنده در نظرش خوش جلوه كند و آن را خوب بداند و پندارد كار خوبي كرده . يكي اين كه بنده اي به خدا ايمان آورد و منت بر خدا نهد با اين كه خدا را به او منت است در اين باره
العجب درجات : منها ان يزين للعبد سوء عمله فيراه حسنا فيعجبه و يحسب انه يحسن صنعا ، و منها أن يؤمن العبد بربه فيمن علي الله و لله المنة عليه فيه
تحف العقول ، ص (468)
33. خداوند سه چيز را به سه چيز ديگر مربوط كرده است و به طور جداگانه نمي پذيرد . نماز را با زكات ذكر كرده است ، هركس نماز بخواند و زكات ندهد نمازش پذيرفته نيست . نيز شكر خود و شكر از والدين را با هم ذكر كرده است . از اين رو هركس از والدين خود قدرداني نكند از خدا قدرداني نكرده است . نيز در قرآن سفارش به تقوا و سفارش به ارحام در كنار هم آمده است . بنابراين اگر كسي به خويشاوندانش رسيدگي و احسان ننمايد ، با تقوا محسوب نمي شود
إن الله عزوجل أمر بثلاثة مقرون بها ثلاثة اخري : امر بالصلاة و الزكاة ، فمن صلي و لم يزك لم يقبل منه صلاته ، و امر بالشكر له و للوالدين ، فمن لم يشكر والديه لم يشكر الله ، و امر باتقاء الله و صلة الرحم ، فمن لم يصل رحمه لم يتق الله عزوجل
عيون اخبار الرضا ، ج 1 ، ص (258)
34. از حرص و حسادت بپرهيز كه اين دو ، امتهاي گذشته را نابود كرد ، و بخيل نباش كه هيچ مؤمن و آزاده اي به آفت بخل مبتلا نمي شود . بخل مغاير با ايمان است
اياكم و الحرص و الحسد ، فإنها أهلكا الامم السالفة ، و اياكم و البخل فإنها عاهة لا تكون في حر و لا مؤمن ، إنها خلاف الإيمان
بحار الانوار ، ج 78، ص (346)
35. صدقه بده هرچند كم باشد ، زيرا هر كار كوچكي كه صادقانه براي خدا انجام شود بزرگ است
تصدق بالشيء و إن قل ، فان كل شيء يراد به الله ، و إن قل بعد ان تصدق النية فيه عظيم
وسائل الشيعة ، ج 1 ، ص (87)
36. توبه كار به منزله كسي است كه گناهي نكرده است
التائب من الذنب كمن لا ذنب له
بحار الانوار ، ج 6 ، ص (21)
37. بهترين تعقل خودشناسي است
افضل العقل معرفة الانسان نفسه
بحار الانوار ، ج 78، ص (352)
38. به خدا خوش گمان باشيد ، زيرا خداي عزوجل مي فرمايد : من نزد گمان بنده مؤمن خويشم ، اگر گمان او خوب است ، رفتار من خوب و اگر بد است ، رفتار من هم بد باشد
أحسن الظن بالله ، فإن الله عزوجل يقول : أنا عند ظن عبدي المؤمن بي ، إن خيرا فخيرا و إن شرا فشرا
اصول کافی ، ج 3 ، ص (116)
39. گاهي ، مردي كه سه سال از عمرش باقي مانده صله رحم مي كند و خدا عمرش را 30 سال قرار مي دهد و خدا هرچه خواهد مي كند
يكون الرجل يصل رحمه ، فيكون قد بقي من عمره ثلاث سنين فيصيرها الله ثلاثين سنة و يفعل الله ما يشاء
اصول کافی ، ج 3 ، ص (221)
40. حريصانه به دنبال قضاي حاجت حاجتمندان باشيد ، هيچ عملي بعد از واجبات بالاتر از شاد كردن مسلمان نيست
احرصوا علي قضاء حوائج المؤمنين و إدخال السرور عليهم و دفع المكروه عنهم ، فإنه ليس شيء من الاعمال عندالله عزوجل بعد الفرائض افضل من إدخال السرور علي المؤمن
بحار الانوار ، ج 78، ص (347)
5جمله خوب،5جمله بد

پنج جمله ی خوب برای کودکان:
1- خودت تصمیم بگیر
کودک و دوستش در اتاق مشغول بازی هستند. سر و صدای آنها باعث اذیت و آزار شماست، بهتر است بگویید: «بچهها تصمیم بگیرید یا بیسر و صدا بازی کنید، یا از اتاق خارج شوید.»
اگر بعد از 5 دقیقه هنوز سر و صدا ادامه داشت، بگوئید: «خوب میبینم تصمیم گرفتید که بروید بیرون از اتاق.»
این جمله، شما را از داشتن نقش منفی نجات میدهد. زیرا آنها میدانند این تصمیم آنها بوده که منجر به این نتیجه شده است. به این ترتیب کودک مسئول عمل خودش است.
2- من تو را دوست دارم ولی این کار تو را نمیپسندم.
هدف از وضع قوانین، آموزش رفتارهای مناسب است نه تنبیه کودک. اگر چه به رفتار ناپسند او اعتراض میکنید ولی محبت خود را به او قطع نمی کنید.
3- از تو میخواهم مشکل مرا حل کنی.
اگر کودک کاری را انجام میدهد که باعث رنجش شماست، به او بگویید که دچار مشکل شدهاید. ازاو بخواهید در حل مشکل به شما کمک کند. در این صورت او که خود را دشمن شما نمیبیند خود را موظف میداند کاری انجام ندهد که برای شما مشکل آفرین باشد. اگر به رضایت خاطر شما اهمیت دهد، رفتار بد را خاتمه خواهد داد: «صدای بلند تلویزیون باعث می شود دچار سردرد شوم.»
4-احساس تو را درک میکنم
وقتی کودک عصبانی است جملاتی را به کار میبرد تا دیگران را متوجه احساس خود کند. «از تو متنفرم» یا «خیلی بدی». این تنها جملاتی است که همه ذهن او را پرکرده. شما میتوانید به او کمک کنید تا جمله مناسب را به کار ببرد.
5- «آیا دوستت چیزی گفته که واقعیت ندارد و تو عصبانی شدهای؟»
افراد متفاوت، نیازهای متفاوتی دارند. اغلب کودکان در اعتراض به والدین میگویند: «عدالت را رعایت کنید. منصف باشید.» و این جملات زمانی مطرح میشوند که کودک میخواهد وسیله ی خاصی برایش تهیه شود. صرفاً به این دلیل که برای برادرش تهیه شده است.
پنج جمله بد برای کودکان :

1- مناسب سن خودت رفتار کن!!
گاه والدین به رفتار کودک انتقاد میکنند؛ زیرا آن رفتار تأثیر بدی بر بزرگترها داشته است. در صورتی که رفتار کودک، نشاندهنده ی احساس درونی اوست و والدین وظیفه دارند احساس کودک را درک کنند.
کودک شش سالهای که نمیداند چه میخواهد و گریه میکند ، یا کودک چهار سالهای که از محدود شدن در صندلی اتومبیل ناراحت است و گریه میکند ، هر دو متناسب سنشان عمل میکنند اگر چه ما انتظار داریم رفتار آنها ما را آزار ندهد. به جای این که به کودک بگویید «مناسب سن خودت عمل کن.» بگویید: «به نظر میرسد واقعاً عصبانی هستی» میدانم وقتی چنین اتفاقی میافتد بسیار ناراحتکننده است.» این جملات به کودک آرامش میدهد و شرایط را قابل تحمل خواهد کرد.
2- شوخی کردم.
دست انداختن کودک اگر چه ظاهراً شرایط را شاد میکند ولی در واقع به شدت مخرب است. هنگامی که کودک عصبانی است، خندیدن به او باعث میشود احساس بدتری پیدا کند. شما به عنوان والدین کودک وظیفه دارید او را حمایت کنید نه این که باعث اذیت و آزار او شوید. اگر چنین منظوری ندارید هنگامی که کودک ناراحت است شاد نباشید.
3-چرا مثل [...] نیستی؟
زمانی که کودک خود را پایینتر از دیگری احساس کند ، روحیه ی خود را میبازد و دست از فعالیت خواهد کشید. شما باید ضعف و قوت کودکان را بپذیرید و آنها را تشویق کنید بر اصلاح رفتار خودشان.
4- ندو و گرنه میافتی !!
علیرغم تمام توجه شما به محافظت از کودک، به کار بردن این نوع جملات باعث میشود کودک بیافتد. زیرا به او القا میکنید منتظرید که او به زمین بخورد و این برای کودکی که تلاش میکند مستقل باشد بسیار مضر است. بهتر است در این موارد بگویید. «قبل از دویدن از محکم بودن بند کفشهایت مطمئن باش.» در این صورت شما در مورد اشکال کفش صحبت کردهاید نه ناتوانی کودک.
5- چی بهت گفتم؟؟؟؟؟
چرا سوالی را میپرسید که خودتان جواب را میدانید؟ انتظار دارید کودک چه پاسخی بدهد؟ وقتی میپرسید: لباست را کجا پرتاب کردی؟ لبخندی موذیانه میزند و میگذرد. اگر از رفتار او رنجیدهاید بگویید: «من متاسفم که مجبورم برای بار سوم تکرار کنم که لباست را روی چوبلباسی آویزان کن.»
نویسنده:مریم قربانزاده
نیاز روانی بچههای ما، عبارت است از انتقال اثر شش میم. این شش میم را هر کس در کارنامه گذشته زندگیاش دریافت کرده باشد، میم هفتمش موفقیت است که خود به خود پدید خواهد آمد:
1- تو محبوبی، 2- تو محترمی، 3- تو مطرحی، 4- تو مهمی، 5- تو مفیدی و 6- تو میفهمی.
اگر ما در رفتار و گفتارمان، این 6 میم را به فرزندانمان انتقال دهیم میم هفتم "موفقیت" خودبهخود خواهد آمد؛ یعنی باتری روانی انرژیدهنده فرد شارژ خواهد شد. در آن صورت این آدم در تحصیل و زندگی و کار و... . موفق خواهد شد.
ضد این شش میمی که گفتید، آیا چیزهای دیگری هم هستند که اگر پدر و مادرها انجامش ندهند، عکس این نتیجه را بگیرند؟
بله، آرایه 7 «ت» است که خیلی سخت است. این 7 «ت» را هر کسی دریافت کرد، «ت» هشتمش تباهی است که انتظارش را میکشد:
1- تنبیه 2- توهین 3- تهدید 4- تحقیر 5- تبعیض 6- تنفر 7- ترس.
همه افراد شکست خورده و جامعه ستیزها و...، در کارنامههایخود این «ت» ها را دارند، یعنی تاثیر «ت» تحقیر با «ت» تحسین، زمین تا آسمان است.»
و حال آنکه در صورت تحقیر و تنبیه آنان، خود را به همان صورتی می پذیرند که شما آنها را خطاب نمودید و متصور شده اید. به علاوه این که خاصیتی در تنبیه هست که در تشویق یافت نمی شود و آن ایجاد روحیه مقاومت و لجبازی است . با ایجاد این حالت در وجودش، زمینه ای را برای عدم پذیرش هرچه راستی و درستی است فراهم می کنیم .
کافیست کمی فکر کنید شما بیشتر توسط کسانی که محبت و عشق خود را ابراز می کنند و در ایفای آن خساست به خرج نمی دهند جذب می شوید یا افرادی که مدام با تحقیر شما در جهت لطمه به شخصیتتان فعالیت می کنند.
تبیان
من مامانم، تو بابا

كودكان در سنین قبل از دبستان علاقه بسیار زیادی به بازی ها و موضوعات تخیلی دارند. زندگی یك كودك در سن قبل از مدرسه، از محدودیت های بسیار تشكیل شده، او بر اساس نظر والدین خود زندگی می كند. در واقع كودك به بازیهای خیالی علاقه دارد ، زیرا می تواند آن طور كه می خواهد باشد و زندگی كند؛ خارج از قید و بندها و محدودیت هایی كه والدین برای او تعیین كرده اند. كودكان هنگامی كه با مكان های تازه یا تجربه های جدید رو به رو می شوند از شیوه ای متفاوت استفاده می كنند، آنها قوه تخیّل خود را به كار می برند. زمانی كه به یك كودك چهار ساله اجازه می دهیم تا به تنهایی به مدرسه برود و برگردد او احساس می كند كه یك فرمانده است و سوار بر اسب از یك قلعه به قلعه دیگر در حركت است. زندگی یك كودك چهار ساله خیلی معمولی و خسته كننده به نظر می رسد . اما اگر تصور كند كه یك مأمور آتش نشانی است، حس می كند مثل یك قهرمان زندگی می كند.
چــــرا خیال پـــــردازی بـــرای كـــودكان بااهمیت است؟
خیالپردازی در دوره كودكی اهمیت زیادی دارد . زیرا یك كودك علاوه بر این كه می تواند زندگی خود را تغییر دهد و شرایط تازه ای را برای خود خلق كند، از شرایط تازه ای كه ایجاد كرده می تواند دانستنی های جدیدی نیز بیاموزد. به طور مثال وقتی كه یك كودك چهار ساله كلاه آشپزی بر سرش می گذارد، پیشبند آشپزی می بندد و تصور می كند كه آشپزاست، احساس استقلال و مسئولیت پذیری سبب می شود كه به اطراف خود توجه بیشتری داشته باشد، همراه با پدر و مادر خود آشپزی كند.
موادی را كه استفاده می كند به خاطر می سپارد و از این كه هر بار بر دانسته های خود می افزاید، خوشحال است. بزرگسالان از دنیای پیرامون خود اطلاعات زیادی به دست می آورند و برای فراگیری بیشتر ، تجربیات خود را نیز مورد استفاده قرار می دهند؛ اما كودكان از استعدادی برخوردارند كه لازم است توسط والدین پرورش یابد. آنها با به كارگیری قوه تخیّل خود نه تنها دانستنی های تازه ای از دنیای اطراف خود به دست می آورند بلكه می توانند آن طور كه دوست دارند باشند و زندگی كنند.
تقــــــــویت تخیـــــل
1- در منزل جایی را برای تغییر لباس اختصاص دهید.(جاییكه در آن لباس های قدیمی، وسایل شخصی "مانند كلاه، كتابهای جیبی، هدیه های قدیمی و ..." را نگهداری كنید.)
2- مدادهای شمعــــی، وسایل آبـــرنگ، كاغذ نقاشــــی و چسب را در دستــــرس كـــودكان قرار دهید. شاید لازم باشد در ابتدا نحوه استفاده از آنها را به او آموزش دهید.
3- داستانی را برای كودك خود تعریف كنید. لباس یكی از شخصیت های داستان را بپوشید و با كودك خود، براساس داستان، بازی كنید. اگر داستان را كودك شما تعریف كند بهتر است. می توانید موضوع آن را با مراسم عروسی، جشن تولد یا اتفاق های دیگری كه در زندگی خود با آنها سرو كار دارید مرتبط سازید.
4- تعدادی ملحفه یا پتو در دسترس كودك قرار دهید تا بتواند خانه درست كند و یا بازی های خیالی دیگری را طراحی كند.
5- كودك خود را تشویق كنید كه با اسباب بازیهای سازنده و ابتكاری بازی كند. مانند اسباب بازیهایی كه با كمك قطعه های مختلف میتوان ماشین، خانه، هواپیما و... ساخت.
6- قصه های موزون و آهنگین را برای فرزندتان بخوانید و به نوبت اشعار آن را تكرار كنید.
7- در حد امكان زمان بیشتری را با كودك خود در طبیعت سپری كنید. محل هایی كه برای ساختن آنها انسان دخالتی نداشته است، برای رشد قوه تخیّل كودك بهتراست.
8- زمانی كه فرزندتان، شما را به دنیای خیالی خود دعوت می كند، دعوت او را بپذیرید، با او سوار قایق شوید، سوار بر سفینه فضایی در فضا پرواز كنید و در همه ی موارد رهبری بازی را برعهده فرزندتان بگذارید.
9- در بین اسباب بازی های كودك تعدادی گوش ماهی، سنگ های مختلف، چسب، تخته ، بند، سكه ، طناب و سایر وسایلی كه می تواند مورد استفاده او قرار بگیرد، قرار دهید.
10- هنگامی كه با خیالپردازی های فرزندتان روبرو می شوید، او را سرزنش نكنید. به او اجازه دهید تا آنچه در ذهن خود دارد بیان كنید. احترام به تخیلات او ، احترام به شخصیت اوست.
11- به او وسایل انعطاف پذیر مثل خمیر بدهید تا باآنها به ساختن بپردازد.
12- در نقاشی به او الگو و مدل ارائه ندهید بلکه با به کارگیری و ترغیب قدرت تفکر و تخیل او ، استفاده از محیط را در نقاشی آموزش دهید. (به عنوان مثال: آن روزی که به گردش رفته بودیم، چه چیزهایی دیدی؟ آنها را نقاشی کن).
13_ در سنین بالاتر مرز بین واقعیت و خیال را برای او شرح دهید و هیچگاه به تخیلات او برچسب دروغگویی نزنید.
برگرفته از همدردی
تهیه شده : توسط کهتری- تبیان
سه قلوها(معصومه، ریحانه و هانیه)چندمدتیه که هرکدوم یه عروسک برمی دارن وبا بالش
میزارن روپاهاشون و نی نی هاشون را لالایی میگن وبعدش یه پتو می کشن روشون که مثلا خوابیدن و البته قبلش هم یه بوس ازشون می کنن
قیامت بی حسین غوغا ندارد شفاعت بی حسین معنا ندارد
حسینی باش كه در محشر نگویند چرا پرونده ات امضاء ندارد
***********
آبروی حسین به كهكشان می ارزد یك موی حسین بر دو جهان می ارزد
گفتم كه بگو بهشت را قیمت چیست گفتا كه حسین بیش از آن می ارزد
***********
ماه خون ماه اشك ماه ماتم شد بر دل فاطمه داغ عالم شد
فرا رسیدن ماه محرم را به عزادارن راستینش تسلیت عرض می كنم
***********
با آب طلا نام حسین قاب کنید با نام حسین یادی از آب کنید
خواهید مه سربلند و جاوید شوید تا آخر عمر تکیه بر ارباب کنید
فرا رسیدن ماه محرم تسلیت باد
***********
***********
کاش بودیم آن زمان کاری کنیم از تو و طفلان تو یاری کنیم
کاش ما هم کربلایی می شدیم در رکاب تو فدایی می شدیم
***********
السلام علیک یا ابا عبدالله
***********
اردوی محرم به دلم خیمه به پا كرد
دل را حرم و بارگه خون خدا كرد
********
خط تو با خون تو آغاز می شود
از آن زمان كه تو ایستادی
دین راه افتاد
و چون فرو افتادی
حق برخاست (دکتر اسدی گرمارودی)
********
به جز اینکه امام حسین در عاشورا شهید شده است عاشورا نیز در تاریخ شهید شده است و پیام اصلی عاشورا(عدالت) نیز فراموش شده است. پس در هر عاشورایی دو شهید موجود است و بر هر شهیدی نوحه ای واجب. (محمد رضا حکیمی)
********
آنان که رفته اند کاری حسینی کرده اند و آنان که مانده اند باید کاری زینبی کنند و گرنه یزیدی اند.(دکتر شریعتی)
********
حسینعلیه السلام زنده جاویدى است كه هر سال، دوباره شهید مىشود و همگان را به یارى جبهه حق زمان خود، دعوت مىكند. (شریعتی)
********
این خشک لب فتاده دور از لب فرات کز خون او زمین شده جیحون حسین توست (محتشم کاشانی)
********
ای تیر! سوی مشک من این سان بلا مریز ،بر من ببار ، بهر خدا آب را مریز! هرچند،تیر، مشک و دلم را دریده است ، ای آب! همتی کن و ، تا خیمه ها ، مریز!(دکتر موسوی گرمارودی)
خيال پردازي بزرگ ترين لذت کودکي
قصه هاي عجيب و غريب خيالپردازي کودکان
در يکي از کلاس هاي کودکان سه ساله مهد کودک شاهد گفتگوي کودکي با چند کودک ديگر بودم. او در مورد پلنگي که در خانه شان با آنها زندگي مي کند ، صحبت مي کرد. او مي گفت: " که چگونه به او غذا مي دهد ، حمامش مي کند و در قفس مي خواباند". او به حدي زيبا و تصويري صحبت مي کرد که من مدام در اينکه او حقيقت را مي گويد يا ساخته و پرداخته ذهنش است در ترديد بودم. بالاخره پذيرفتم که او تصوراتش را مي گويد. اما او هرگز زير بار نرفت که پلنگي در خانه شان زندگي نمي کند. پلنگ پلاستيکي او ، به او اين فرصت را مي داد که خيالپردازي کند. او دروغ نمي گفت.
ادامه مطلب...
مادر!چرا بي دليل گريه مي كنی؟!!!
مادرش به او گفت : زيرا من يك زن هستم.
پسر بچه گفت: من نمي فهمم مادرش او را در آغوش گرفت و گفت : تو هيچگاه نخواهي فهميدبعدها پسر كوچك از پدرش پرسيد : چرا مادر بي دليل گريه مي كندپدرش تنها توانست به او بگويد : تمام زن ها براي هيچ چيز گريه مي كنند پسر كوچك بزرگ شد و به يك مرد تبديل گشت ولي هنوز نمي دانست چرا زن ها بي دليل گريه مي كنندبالاخره سوالش را براي خداوند مطرح كرد و مطمئن بود كه خدا جواب را مي داند .
او از خدا پرسيد : خدايا چرا زن ها به آساني گريه مي كنند؟ خدا گفت زماني كه زن را خلق كردم مي خواستم كه او موجود به خصوصي باشد بنابراين شانه هاي او راآن قدر قوي آفريدم تا بار همه دنيا را به دوش بكشد. و همچنين شانه هايش آن قدر نرم باشد كه به بقيه آرامش بدهد.
من به او يك نيروي دورني قوي دادم تا توانايي تحمل زايمان بچه هايش راداشته باشد ووقتي آن ها بزرگ شدند توانايي تحمل بي اعتنايي آن ها را نيز داشته باشد به او توانايي دادم كه در جايي كه همه از جلو رفتن نااميد شده اند او تسليم نشود و همچنان پيش برود . به او توانايي نگهداري از خانواده اش را دادم حتي زماني كه مريض يا پير شده است بدون اين كه شكايتي بكند.
به او عشقي داده ام كه در هر شرايطي بچه هايش را عاشقانه دوست داشته باشد حتي اگر آن ها به او آسيبي برسانند. به او توانايي دادم كه شوهرش را دوست داشته باشد و از تقصيرات او بگذرد و هميشه تلاش كند تا جايي در قلب شوهرش داشته باشد.به او اين شعور را دادم كه درك كند يك شوهر خوب هرگز به همسرش آسيب نمي رساند اما گاهي اوقات توانايي همسرش را آزمايش مي كند وبه او اين توانايي را دادم كه تمامي اين مشكلات را حل كرده و با وفاداري كامل در كنار شوهرش باقي بماندو در آخر به او اشك هايي دادم كه بريزد .
اين اشك ها فقط مال اوست و تنها براي استفاده اوست در هر زماني كه به آن ها نياز داشته باشد.
او به هيچ دليلي نياز ندارد تا توضيح دهد چرا اشك مي ريزد.



